مطالب منتشر شده در وبلاگ
این روزا سرکارم با پروسه ای درگیرم که همیشه به این فرایند تو کشور نقد داشتم.
به اجراش درواقع..
و فکر میکردم هیچ نظارت و معیاری براش نداریم.
بعد الان از ساعت هشت و نیم ، نه شروع میکنیم تا پنج و شیش عصر و بعد از تموم شدن روز دسته جمعی ( یعنی من و دوتا استاد که باید نتایج رو بازبینی کنن و تمام مدت بالاسر ادم وایستادن و به جز وقت نماز رضایت نمیدن که از رو صندلیم بلند شم:( ) به این نتیجه میرسیم که فعلا نمی تونیم به هیچ نتیجه ی متقنی برسیم و بنابراین نمی تونیم این پرونده رو ببندیم بریم سراغ نفر بعدی.
بیشتر وقتاام هم نظریم، یعنی میخوام بگم هردوی اون بزرگوارا و من از عاقبتش و از حق الناسی که گردنمونه میترسیم. و من این ترسه رو با همه ی سختی ها و بدبختی های بعدش دوست دارم.
خلاصه که این پروژه دهانم ببست...
و من حالا فکر میکنم خیلی از فرایندهای مورد نقد ما توی کشور احتمالا همین قدر دور و بعید قضاوت میشن.(منظورم استثنائا دولت نیست:))) )