مطالب منتشر شده در وبلاگ
تو برنامه ی کودک شو از پسربچه هه پرسیدن: رئیس جمهور شی چیکار میکنی؟
گفت: میرم تو تلویزیون حرف میزنم
😂😂😂😂
آنه شرلی : اوه! خدا میدونه اگه قبل از اینکه این لباسو هدیه بگیرم آستین پفی از مُد میفتاد چی میشد ! تبدیل میشد به یه عارضه ی غیرقابل التیام...
.
.
.
میدونی ؟
گاهی صدا میگه : دخدر!
کوچ کن از این دنیای غصه و قصه
و برو به دنیای یه لباس چین دار با آستینای پفی ...!
اونوقت مگه اشکالی داره؟
البته که گول تخفیفای سایتای فروش کتابو نخورید 😐
ولی همشهری تخفیف زد پیش خریدم بکنین 😑
این تجربیاتو بعنوان کسی که گیساشو تو کتابفروشی سفید کرده در اختیارتون میذارماااا ، قدر بدونید
درسته که واسه خاطر کتاب و کوتاه نیومدناش از دسش حسابی گیسامو کشیدم
ولی چونکه سر موضوع ایتام غیرت داره نمیتونم بااین حجم از احترام باهاش حرف نزنم.
دچار تضاد شناختی شدم..
خدایا
مارو بنده ی عواطفمون بکن اما برده ی احساساتمون نه...
حافظه م ضعیف شده
هرچی غزل حفظم مال چهارپنج سال پیشه ک دبیرستانی بودم و از هفت دنیا آزاد
حس پیرزنا رو دارم 😓
عمیقا نیاز دارم یه نفر ازم بپرسه: دلت گرفت؟
بعد من بگم آره...
بعد اون بجای اینکه حرف مفت و زیادی بزنه ، فقط بگه : حق داری..
و وقتی میگه حق داری ، برق اشکو تو چشماش ببینم ، یجوری که باورم شه حق دارم.
همین!
به ما تا بن دندان مسلح ها...
ما که به میراث پدر آمده ایم ، واسطه کنیم راهی به یار بگشایید ، بیشتر رحم کنید!
به ما که سلاح مان گریه است...
به ما که تمام نمی شود نیازمان
به ما همیشه پشت در خانه تان نشسته ها....
بیشتر رحم کنید!
به ما که هیچکس مسئولیت مان را قبول نمی کند...
به ما غیرخوب های مثل آونگ از جهنم تا برزخ در نوسان ...بیشتر رحم کنید!
به ما شب امتحانی ها ...
دقیقه نودی های پر از ترس و دلهره ی نابلدی
بیشتر رحم کنید...!
حکایت روضه های موازیِ زیر پر چادر... حکایت طویلی ست!
به ما که همه دل خوشی مان همین چیزهاست بیشتر رحم کنید....
من توهم توطئه ندارم :(
ولی یه هفته پیش یه مقاله رو به بدبختی از لابلای هزار تا سایت خارجی پیدا کردم و دانلودش کردم ، الان نه روگوشیم هست نه روی سایت 😑😑😑
بخدا راس میگم 😢😓
توی ریکوردر گوشیم ، سیزده چهارده تا فایل هست با اسم «گفتگو با خودم» ، به این نحو که وقتی هیشکس هیشکس حرفامو نفهمیده نشستم با خر و الاغ و خرس و خرگوش عروسکام حرف زدم و صدامو ضبط کردم.
من مردم یه دفتر نشری چیزی بزنین اینارو پخش کنین ملت استفاده کنن 😓😑
باشه؟
بدی ش اینه که دس رو هرموضوع کاربردی که میذارم با دوحالت مواجهم: منبع داخلی و آمار و ارقام نیست، انقدری ک یه عده دنبال پژوهش بی کاربرد میگردن دنبال اینجور چیزا نیستن و نهایتا از هرجایی دسشون برسه سنگ پرت میکنن
خوبیشم اینه که هنوز این جا هست که بیام غر بزنم
همیشه ی خدا یک نفر بوده که به من بفهماند از ملاطفت چطور میشود سوء استفاده کرد ، برای همین این را خیلی زود فهمیدم.
حالا اما آدم هایی فرستادی که نشانم بدهند ، از کمک بدون ملاطفت ، از همکاری رسمی و حتی از علیک در جواب سلام هم میشود سوء استفاده کرد.
چرا گریه نکنم ؟؟؟؟ چطور غر نزنم؟ طلبکار این و آن نباشم ؟ یقه ی این و آن را نگیرم ؟ هوم؟