موضوعات

مطالب منتشر شده در وبلاگ

بدون شرح

تو برنامه ی کودک شو از پسربچه هه پرسیدن: رئیس جمهور شی چیکار میکنی؟

گفت: میرم تو تلویزیون حرف میزنم 

😂😂😂😂

سـین چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۹ - 0:10

​​​​آنه شرلی : اوه‌! خدا میدونه اگه قبل از اینکه این لباسو هدیه بگیرم آستین پفی از مُد میفتاد چی میشد ! تبدیل میشد به یه عارضه ی غیرقابل التیام...

.

.

.

میدونی ؟

گاهی صدا میگه : دخدر! 

کوچ کن از این دنیای غصه و قصه 

و برو به دنیای یه لباس چین دار با آستینای پفی ...!

اونوقت مگه اشکالی داره؟

سـین سه شنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۹ - 19:51

البته که گول تخفیفای سایتای فروش کتابو نخورید 😐

ولی همشهری تخفیف زد پیش خریدم بکنین 😑

این تجربیاتو بعنوان کسی که گیساشو تو کتابفروشی سفید کرده در اختیارتون میذارماااا ، قدر بدونید

سـین دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۹ - 15:25

درسته که واسه خاطر کتاب و کوتاه نیومدناش از دسش حسابی گیسامو کشیدم

ولی چونکه سر موضوع ایتام غیرت داره نمیتونم بااین حجم از احترام باهاش حرف نزنم. 

دچار تضاد شناختی شدم..‌

خدایا

مارو بنده ی عواطفمون بکن اما برده ی  احساساتمون نه... 

 

سـین دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۹ - 4:5

حافظه م ضعیف شده 

هرچی غزل حفظم مال چهارپنج سال پیشه ک دبیرستانی بودم و از هفت دنیا آزاد 

حس پیرزنا رو دارم 😓

سـین دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۹ - 2:38

عمیقا نیاز دارم یه نفر ازم بپرسه: دلت گرفت؟ 

بعد من بگم آره...

بعد اون بجای اینکه حرف مفت و زیادی بزنه ، فقط بگه : حق داری..‌

و وقتی میگه حق داری ، برق اشکو تو چشماش ببینم ، یجوری که باورم شه حق دارم. 

همین!

سـین دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۹ - 1:5

به ما تا بن دندان مسلح ها...

ما که به میراث پدر آمده ایم ، واسطه کنیم راهی به یار بگشایید ، بیشتر رحم کنید! 

به ما که سلاح مان گریه است...

 

 

 

سـین یکشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۹ - 0:29

به ما که تمام نمی شود نیازمان 

به ما همیشه پشت در خانه تان نشسته ها....‌

بیشتر رحم کنید!

سـین یکشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۹ - 0:25

به ما با کله های پرباد و نفس های افسارگسیخته...

 

سـین یکشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۹ - 0:24

به ما که نیمه جانیم.....

 

سـین یکشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۹ - 0:23

به ما که هیچکس مسئولیت مان را قبول نمی کند...

به ما غیرخوب های مثل آونگ از جهنم تا برزخ در نوسان ...بیشتر رحم کنید!

سـین یکشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۹ - 0:23

به ما شب امتحانی ها ...

دقیقه نودی های پر از ترس و دلهره ی نابلدی 

بیشتر رحم کنید...!

سـین یکشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۹ - 0:19

یا رحیم

حکایت روضه های موازیِ زیر پر چادر... حکایت طویلی ست!

به ما که همه دل خوشی مان همین چیزهاست بیشتر رحم کنید....

سـین یکشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۹ - 0:14

من توهم توطئه ندارم :(

ولی یه هفته پیش یه مقاله رو به بدبختی از لابلای هزار تا سایت خارجی پیدا کردم و دانلودش کردم ، الان نه رو‌گوشیم هست نه روی سایت 😑😑😑

بخدا راس میگم 😢😓

سـین چهارشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۹ - 15:41

توی ریکوردر گوشیم ، سیزده چهارده تا فایل هست با اسم «گفتگو با خودم» ، به این نحو که وقتی هیشکس هیشکس حرفامو نفهمیده نشستم با خر و الاغ و خرس و خرگوش عروسکام حرف زدم و صدامو ضبط کردم. 

من مردم یه دفتر نشری چیزی بزنین اینارو پخش کنین ملت استفاده کنن 😓😑

باشه؟

سـین دوشنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۹۹ - 0:34

بدی ش اینه که دس رو هرموضوع کاربردی که میذارم با دوحالت مواجهم: منبع داخلی و آمار و ارقام نیست، انقدری ک یه عده دنبال پژوهش بی کاربرد میگردن دنبال اینجور چیزا نیستن و نهایتا از هرجایی دسشون برسه سنگ پرت میکنن

 

خوبیشم اینه که هنوز این جا هست که بیام غر بزنم 

سـین شنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۹ - 23:27

همیشه ی خدا یک نفر بوده که به من بفهماند از ملاطفت چطور میشود سوء استفاده کرد ، برای همین این را خیلی زود فهمیدم.

حالا اما آدم هایی فرستادی که نشانم بدهند ، از کمک بدون ملاطفت ، از همکاری رسمی و حتی از علیک در جواب سلام هم میشود سوء استفاده کرد.

چرا گریه نکنم ؟؟؟؟ چطور غر نزنم؟ طلبکار این و آن نباشم ؟ یقه ی این و آن را نگیرم ؟ هوم؟

سـین یکشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۹ - 1:39
کدهای وبلاگ
دانلود آهنگ جدید
نوشته‌های پیشین