مطالب منتشر شده در وبلاگ
من احتمالا هرسال خوشیِ اطرافیان در تبریک تولدمو یجوری به گند کشیدم ، و خب امسال هم دست خودم نبود که یک ساعت قبل از اینکه بابا کیک به دست بیاد خونه و مامان و زهرا کلی قایم باشک بازی در بیارن با یه کتاب تازه درباره ی حاج قاسم رفتم توی اتاقم و درو بستم و با چشمای باد کرده و گریون اومدم بیرون و همه چیزو خراب کردم...
+ محمدحسین در حاشیه ی خانواده