مطالب منتشر شده در وبلاگ
از بس نامه های اعتراض آمیز کلاسو نوشتم دادم دست بچه ها بردن پیش این مسئول و اون مسئول ، حس میکنم دیگه لحن و ادبیاتم آشناس
مثلا فردا نامه رو ببرن بدن دست دکتر سماواتی یوهو بگه: اینم فلانی نوشده؟
:(
بعد نمیدونم چرا حس میکنم تنها آشوبگر در کل مملکت منم ! و خجالت میکشم بابت این نامه ها:(
یعنی میدونی؟ زیاد پیش میاد فاز خجالت کشیدنامو نمی فهمم! خجالت میکشم بعدش از خودم میپرسم خب چرا؟!
بعد میرم آویزون میشم به دست و پای مامان فاطمه که " مامان کار زشتی کردم؟!"
همین چندروز پیش سر کلاس آنلاین استاد گفت :بچه ها بفرمایید چای!
بعد من گفتم : نوش جانتون!
و هرچی صبر کردم هیشکس دیگه هیچی نگفت... اونوقت من خجالت کشیدم:(
و هی از مامان فاطمه می پرسیدم: کاری بدی کردم؟ نه واقعا؟ راس میگی ؟