موضوعات

مطالب منتشر شده در وبلاگ

اینو امشب که داشتم به یکی دوسال اخیر زندگیم فکر میکردم صفحه‌ی اول کتاب راجرز نوشتم... دوس داشتم اینجاام بمونه...

من هرچقدر احوالات و وضعیت سالهای اخیر زندگیم رو نگاه میکنم می‌بینم که طی یه سیری، تقریبا از همه ی کسایی که یه روزی بهشون خیلی امید داشتم ناامید شدم ... آروم آروم آدمای زیادی که فکر میکردم میشه روشون حساب کرد، دیگه نقطه اتکام نبودن...از دوست و آشنا و رفیق گرفته تا توی یه ابعاد زیادی حتی خانواده.

نه اینکه نخوان یا ...

بنظرم اساسا اونقدر زندگی پر پیچ و خمه که ما توی مسیر خودمون تنهای تنهاییم.

و راستش الان که مرور میکنم هرچی که اتفاق افتاده و شده اونی که دلم میخواست بشه ، دقیقا اونی بوده که موقع دعا کردن خواستم.

حالا انگار مطمئنم که از هیشکی غیر تو نمیتونم انتظار داشته باشم و راحت ترم که از هرکی‌ غیر تو ناامید باشم.

سـین پنجشنبه پانزدهم آبان ۱۴۰۴ - 3:31
کدهای وبلاگ
دانلود آهنگ جدید
نوشته‌های پیشین