مطالب منتشر شده در وبلاگ
اولین باری که کتابخوانی جمعی را شروع کردیم، بچه هایی که از ایران رفتهاند هیچ جوره ساعتشان با ساعت های مورد توافق اکثریت دوستان ایرانی همخوان نمیشد..
با این حال تجربه ی من از حفظ ارتباطم با این بچهها نشان داده که وقتی از ایران میروند بر خلاف تصور رایج، تنها و مضطرب تر میشوند و بخشی از این تنهایی و اضطراب مربوط به از دست دادن همین روابط و فعالیت های داخل ایران است ...(طبیعتاً این را درباره دوستان خودم که پایه ثابت این برنامه ها بودند میگویم)
این شد که موازی با جمع خوانی داخلی مان، یک کتاب دیگر را انتخاب کردیم و ساعت جلساتمان را گذاشتیم نصف شب ایران..
حالا آخر شب ایران که میشود ظهر کانادا و صبح آمریکا ما دور هم جمع میشویم و یکی از بهترین کتابهای APA را میخوانیم...
اینطوری خیالم راحت است که یکی از اتصالاتی که هنوز برای این بچه ها با این جا باقی مانده را من محکم میکنم....