مطالب منتشر شده در وبلاگ
من اوایل کارم خیلی سر هزینه و تعرفه جلسات با مراجعا راه میومدم. اساسا هم فکر میکنم تعرفه باید توافقی تعیین بشه.
ولی هرچقدر پیش میره میبینم که بعضی از مراجعا در اثر چنین برخوردی از سمت من دارن مرزهامو بیشتر و بیشتر جابجا میکنن.
این واقعا یه عادت فرهنگی خیلی بده.
دیشب که با استاد شین حرف میزدم تعبیرش این بود : اگه میبینی داری آسیب میبینی از خودت مراقبت کن.
خلاصه نکنید این کارارو دیگه...من معمولا میگم مثلا محدوده تعرفه اینه و بهم بگو شرایط تو چطوریه.
بعد میبینم در کمال ناباوری نود درصد افراد کف نرخی که من تعریف کردم رو انتخاب میکنن و این در حالیه که مثلا من میدونم اون شخص بیزنس فعال داره، شغل و درآمد خوبی داره و...
بعد یه مراجعی داشتم که از بچگی فرانسه بزرگ شده بود و تو نوجوونی اومده بود ایران. اون خیلی آدم جالبی بود.
هربار که شرایط مالیش تغییر میکرد بهم اطلاع میداد و حتی گاهی بالاتر از تعرفه پرداخت میکرد. یه وقتایی هم صحبت میکرد و درخواست میکرد چندماه تعرفه رو کمتر کنیم. دوباره ماه های بعدش که یه شغل جدید پیدا کرده بود باهام صحبت کرد و گفت من الان شرایط پرداخت هزینه بیشتری دارم و میدونم که شما هزینه ای که الان ازم میگیرید خیلی کمه پس میخوام بیشترش کنیم.
واقعا به جز اون یه نفر من ندیدم کسی نسبت به این برخورد و همراهی من، قدرشناسانه رفتار کنه و من رو هم به عنوان یه آدم که داره وقت میذاره و بابت سالها زحمت و هزینه ای که کرده حق داره هزینه متعارفی بگیره نگاه بکنه.
نمیفهمم واقعا بعضی رفتارهارو...اصلا نمیفهمم...و ناراحت میشم بابت اینکه دارم از بعضی اصول شخصی که دلم میخواست تا ابد رعایتش کنم پس میکشم. یا مثلاً این که تصورم نسبت به آدم ها تو مقوله مالی تغییر میکنه و بد میشه.