مطالب منتشر شده در وبلاگ
میخوام به دکتر بگم من سه سال پیش که اومدم پیشتون با مامان بابام اومدم و مامانم کنارم وایساده بود و دستشو گرفته بودم، کلی هم جیغ کشیدم و گریه کردم و شما خیلی خیلی مهربون بودین. الان مامانم خونه ست و بابام هم توی ماشین دم در.
لذا باهام دو چندان مهربون باش ...
ولی خجالت میکشم بگم :(
حالا شایدم گفتم... :(((
آخ...قلبم