مطالب منتشر شده در وبلاگ
غمت چه بود که من تا ابد ندانستم؟
غمی که خواستنش را نمیتوانستم
غمت چه بود که لبخند میزدی به افق؟
و خسته میشدی از خیرگی به دود چُپق
غمت چه بود که با اسم خود غریب شدی؟
غمت چه بود که بر تخت خود صلیب شدی؟
غمی که از همهجا پاک کرده است تو را
غمی که زیر پتو خاک کرده است تو را
غمی که تابلویی کهنه روی دیوار است
غمی که عقربهای بر مدار تکرار است
که مُرده است که سوز از دریچه میآید؟
صدای گریهی صدها پریچه میآید
کدام خاطره بر پوستت کمین زده است؟
کدام فاجعه خورشید را زمین زده است؟
کدام مسئله را پیش میکشد بشقاب؟
کدام غصه تو را ول نمیکند در خواب؟
کسی نمیرسد از دورها... به فکر چهای؟
در این تکدّر بیانتها به فکر چهای؟
ضمیر آینه را تکه تکه آزردم
سوالهام که از خود تمام شد، مُردم
دوباره وصل به جریان سیم برق شدم
درون صفحهی گوشی دوباره غرق شدم
#سعید_مبشر
پن: غمت چه بود که من تا ابد ندانستم ؟ هوم ؟