موضوعات

مطالب منتشر شده در وبلاگ

خب راستش‌امروز خیلی خوب نبود.

کلی پول الکی خرج کردم و قلبم واقعا شکست ...

یه اشتباه خیلی بزرگ کردم و وسط سرشلوغی، از مرکز زنگ زدن که یه مراجعی که خیلی وقت پیش منتظر نوبت بوده و قرار شده بود یکشنبه بیاد حالا گفته یکشنبه مشکل داره و تایم جدید بدیم بهش، من یه نگاه به برنامه هام کردم (دقت کنید! به برنامه هم نگاه کردم ) و گفتم پنجشنبه صبح می‌تونم.

در حالیکه پنجشنبه از صبح تا ظهر کلاس دارم :|||

و یعنی ذهنم نمیتونه یه کلاس ثابت رو که یادداشت نکردم توی خودش نگه داره !!

حالا دیگه باید پنجشنبه برم و باش حرف بزنم که هفته های بعد یه تایم دیگه تنظیم کنیم.‌

ازونطرف جلسه کتابخوانی امشب اصلا خوب نبود

یعنی بعد از جنگ اولین جلسه ای بود که دوباره شروع کردیم و خب یه ریزش یهویی داشتیم که خیلی تو ذوقم زد :(

و از همه بدتر اینکه مامان و بابا نیستن و یه یادداشت گذاشتن که خورشت سبزی درست شده ست و من پلو درست کنم که با زهرا و محمدحسین بخوریم.

شاید فکر کنید به همین راحتی پذیرفتم که خب اشتباه میکنید.

رفتم اتاق محمدحسین و دیدم هنوز از سرکار برنگشته ، بعد رفتم اتاق زهرا که ببینم میتونم بهش بگم پلو درست کنه یا نه که به محض اینکه منو دید شروع کرد به غر زدن بابت اینکه امروز دوبار ظرف شسته و کلی کار داره و جزوه عاشو ننوشته و....

در نهایت با این روز زهرماری که داشتم اما از ثین و عین عزیزم بابت همراهیشون با تمام ایده های من ممنونم...💔

سـین شنبه بیست و یکم تیر ۱۴۰۴ - 21:4
کدهای وبلاگ
دانلود آهنگ جدید
نوشته‌های پیشین