مطالب منتشر شده در وبلاگ
من واقعا به پله پله و قدم به قدم پیش رفتن در رابطه (دوستی، عاشقانه و...) معتقدم.
برای همین وقتی یک نفر بعد از یک جلسه یا یک کارگاه یا... یکهو به من پیشنهاد میدهد که برویم کافه یا یک روز برویم بیرون یا مثلاً سریع من را توی همه ی شبکه های اجتماعی دنبال میکند یا برایم ریلز و پست و...های مختلف میفرستد و هرچیزی که نشان از صمیمیت یکهویی داشته باشد از خودش نشان میدهد، تا جای ممکن از او دور میشم.
از آدمی که یک بار من و دوستم را جایی میبیند و آن روز را کنار ما میگذراند و انتظار دارد بعد از آن هرروز و هرجا که من و دوستم (که سال ها برای رسیدن به این مرحله از صمیمیت وقت صرف کرده ایم.) پیش هم بودیم او را هم خبر کنیم واقعا میترسم و بدم میآید.
از آدمی که نمیفهممد صمیمیت و دوستی درجات مختلفی دارد و مدام در حال مقایسه است که دوستان مشترک اش چه چیزی را به هم گفته اند که به او نگفته اند، آدمی که انتظار دارد همه چیز به شکل معامله گونه ای پیش برود و..
من دوستان صمیمی زیادی دارم که نمیتوانم سطح صمیمیتم با هیچ کدامشان را باهم برابر بدانم. چیزهایی هست که همیشه به ایکس میگویم و راحت نیستم درباره ش با ایگرگ حرف بزنم و کارهایی هست که با ایگرگ انجام میدهم و هیچوقت ایکس را به آن دعوت نکرده ام. به همین شکل برای آن ها هم این حق را قائلم که یک روزهایی برنامه های بدون حضور من داشته باشند و در گروه های کوچک تر درباره مسائلی حرف بزنند که ممکن است من و چند نفر دیگر توی آن گروه نباشیم.
باور کنید که یکهو نزدیک شدن به آدم ها و یکهو صمیمی شدن با آدم ها بدون هیچ حد و مرزی و هیچ فهمی از حدود ارتباطتان (حتی اگر هم جنس و هم سن باشید و کلی شباهت دیگر داشته باشید) یک چیز وحشتناکی مثل تجاوز کردن به آن هاست.
حداقل درباره من یکی ، فکر نکنید که این مدل رفتارها باعث میشود بگویم واو چه آدم اجتماعی و خفنی.