موضوعات

مطالب منتشر شده در وبلاگ

امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء

بعضی چیزا عادی نمیشه بابایی

مثل اینکه هربار یه نفر زنگ بزنه و بهم بگه ساجده جون باباتون حالش یکم بد شده بستری شدن...

حالا که خودمو از دانشگاه رسوندم پشت همین شیشه های همیشه مزاحم و دارم خوب فکر میکنم می بینم یچیزایی عادی نمیشه بابایی...

که چشم بدوزم تا ببینم هربار دستونو میارین بالا و‌چشماتونو محکم می بندین که من  خیالم تخت شه ...

که پیش خودم فکر کنم این بار کجا بودین و کی رسوندتتون ؟ 

که به خس خس ریه های خسته تون گوش کنم و منتظر باشم دوباره بگین: تو دختر منی ! از چی میترسی ؟! 

 عادی نمیشه بابایی...

من هرروز سخت تر میشم. 

محکم تر. 

تو دارتر.

 

سـین یکشنبه سی و یکم شهریور ۱۳۹۸ - 15:36
کدهای وبلاگ
دانلود آهنگ جدید
نوشته‌های پیشین