مطالب منتشر شده در وبلاگ
حالا از لحن و تمثیل و محتوا و دوری از ثقیل گویی ، رسیده ام به نگرانی زمان ... و نگرانی برای تک تک واژه ها و تک تک رفتارها...
اینجا نباید میگفتم تو
باید میگفتم ما
چرا بعد از جمله ام خندیدم ؟ این خنده بخاطر یک تجربه ی مشترک بود یا از آن احساس تمسخر برداشت میشد؟
چرا وسط صحبتش پریدم؟
چرا وقتی ۳۷ دقیقه یک ریز صحبت کرد چشم هام داشت میرفت ؟