مطالب منتشر شده در وبلاگ
میدونین چیه آقای امام رضا ؟
من هنوز از یادآوری سری آخری که اومدم پیش تون یجورایی قند تو دلم آب میشه.
بعضی وقتا فکر میکنم یعنی ممکنه یه بار دیگه ، برسم روبروی یه آدمی با اون جمال و جبروت ، بشینم تو خلوت ترین زاویه ای که حتی مهم نیست چقدر دوره چقدر نزدیک، روسری و صدامو صاف کنم و یجوری منطقی همه ی دلایل اینکه چرا فلان حاجتو دارم از بر کنم که انگار همه حساب کتابای دنیا رو دودوتا چهارتای من و عقل ناقصم میچرخه.
بعد دست آخر بگم خب اینا محاسبات من بود ، بقیش با شما.
و اِند بی خیالی و فهیم بودن و منطقی بودن و باشعور بودن رو به نمایش بذارم و پاشم برم.
در حالیکه میدونم اگه این حاجتو برآورده نکنه یجوری با سر میرم تو دیوار که چند سال و چندماه و چندروز طول میکشه که بلند شم.
بنابراین ... اگه باز طلبیدی که بیام (چون میدونی که دلم واسه هیشکی قد شما تنگ نشده) بازم همونقدر فهیم و باشعور و منطقی و آروم بطلب.
خیلی خب؟
ارادت