مطالب منتشر شده در وبلاگ
رضا امیرخانی که هیچ دوستش ندارم و همیشه معتقد بودم هول است و گند میزند به همه چیز و یک وقت هایی شور همهچیز را در می آورد و کلمه بازی اش بر عمق دیدگاهش می چربد و یک عالمه نقد دیگر، توی یک یادداشت بلند درباره ی بشاگرد نوشته بود : (نقل به مضمون)
«شنیده ایم که پیام بر اسوه ی حسنه است ، بنابراین زودتر از دیگری سلام می کنیم، گاهی که از دست بر می آید به دیگران احسان میکنیم ، نماز میخوانیم و...
با این حال کمتر بنظرمان میرسد که اگر پیام بر اسوه ی حسنه است، باید پیام بری کرد...»
رفت توی مغزم و هیپوکامپم با علم بر اینکه رضا امیرخانی؛راقم این سطور، همان نویسنده ی لج دراری ست که هیچ دوستش ندارم،در آغوشش گرفت...!