مطالب منتشر شده در وبلاگ
بابام و آقای حاج علی عسگری فکر میکنند میتونن برنامه های کل شهرو بهم بریزن.
و خب بله درست فکر میکنن :)
امشب قرار بوده دوتا شهید گمنام بیارن یه طرف دیگهی شهر و تشییع کنن و بعد برن کلا توی یکی از شهرهای اطراف برای صبح و مراسم تدفین واینا.
ولی بابام و آقای علی عسگری چیکار کرده باشن خوبه؟
ما دیدیم از صب تو کانال مسجد محل و اینور اونور اطلاعیه زدن که امشب روضه رو با حضور شهدای گمنام داریم. بعد پاشدن رفتن اون سر شهر تشییع بعد آقای علی عسگری برداشته دوتا شهید رو با آمبولانس کج کرده سمت مسجد ما ، بابامم رفته همزمان دنبال هماهنگی (مثلا)
یعنی کارشون رو انجام دادن و همزمان دارن میرن که هماهنگ کنن.
اصلا یه وضعی..
الآنم من برگشتم خونه ولی شهدا رو بردن مسجد برا روضه.